خداي تعالي به عنوان گله از بندگانش؛ يا به عنوان اين كه چرا اين گونه بندگانش خدا را توصيف
ميكنند كه سبحان الله عمّا يصفون، ميفرمايد و جعلوا له، يعني قرار ميدهند براي خدا، من
عباده جزءا، از بندگانش، از مخلوقش، جزئي قرار ميدهند. طبعاً وقتي كه انسان براي چيزي جزئي
قرار داد بقيّهي اجزاء هم حتماً جسم است و داراي اجزاء ديگر، اگر گفتيم مخلوق خدا عين ذات
خداست و معتقد شديم كه مخلوقي هست براي خدا جزء قرار داديم. اگر گفتيم كه مخلوق يك
موجي است از درياي وجود مقدّس پروردگار و اين هم جزئي از اجزاء خداست مخلوق يك چيز و
خالق يك چيز، اينجا جزئي براي خدا قرار داديم و خداي تعالي ميفرمايد: ان الانسان، انسان
كفرانكننده است، كافر است، به آنچه كه بايد معتقد باشد اعتقاد ندارد. كفور است و يك كفران آ
شكارائي دارد. پس بنابراين در اين مجالس كه امروز اوّلين روزي است كه ما از قرآن ميخواهيم
دربارهي توحيد و خداشناسي بهره برداريم اوّل كاري كه ميكنيم اين است كه خدا را داراي اجزاء
ندانيم. خداي تعالي مجرّد مطلق است، مجرّد آن چيزي است كه نه زمان دارد نه مكان دارد نه اجزاء
دارد بلكه يك وجودي است كه ما به هيچ وجه ذات مقدّسش را نميشناسيم. اوّل قدمي كه بايد
برداريم اين است كه اذا بلغ الكلام الي الله فامسكوا، وقتي كه سخنتان به ذات مقدّس پروردگار
ميرسد كه متأسفانه بعضي كلامشان به پروردگار رسيد و در ذات او فرو رفتند و به كفر منتهي
شد و لايزيد الاّ تيها، در روايت ديگري دارد جز گمراهي چيزي بر انسان افزوده نميشود. انسان
وقتي به ذات خدا رسيد، ذات خدا چيست؟ كجاست؟ كه همين كلمات هم نبايد گفته بشود وقتي
به ذات خدا رسيد سخنتان را تمام كنيد، حرف نزنيد، علّت اين دستور هم ميدانيد چي هست؟ اين
است كه ما هر چه ميخواهيم بشناسيم بايد نمونهاش را با حواس ظاهريمان ديده باشيم يا لااقل
عقلمان بر او احاطه پيدا كند، و چون نه عقل بر ذات مقدّس پروردگار احاطه ميكند و نه با حواس
ظاهري چيزي كه نمونهي ذات مقدّس پروردگار باشد ديدهايم، لذا ما نميتوانيم سخن از ذات
پروردگار به زبان جاري كنيم، امّا در صفات خدا چرا. لذا اوّل كاري كه پيغمبراكرم فرمود، اوّل سخني
كه رسولاكرم بعد از بعثت فرمود، نفرمود كه بياييد ذات خدا را بشناسيد، ذات خدا را ببينيد، حتي
به خدا بياييد معتقد باشيد اين را هم نفرمود، فرمود بياييد بگوييد لااله الا الله تا رستگار شويد. اوّل
بحثي كه دربارهي خدا و در معرفت خدا بايد شما ياد بگيريد اين است كه خدا يكي است، لا اله الا
اللّه، لا اله الاّ اللّه؛ يعني يك خدا داريد، يك حقيقت است، يك علم است، يك قدرت است كه نظم
عجيب عالم را به وجود آورده، اين عالم با اين عظمت، اين ستارهها و اين كهكشانها و اين افلاك
دائماً در حركتند بدون اينكه كه كوچكترين برخوردي با يكديگر داشته باشند، بدون اينكه بينظمي
مختصري داشته باشند، در وجود خودتان نگاه كنيد، اين بدن شما آن چنان ساخته شده كه
همهچيزش منظّم، حتّي نقش سر انگشتانتان، اگر تمام مردم دنيا را شما در صف كنيد و نقش سر
انگشتان شما با نقش سر انگشتان همه متفاوت است لذا اين دليل است بر وحدانيّت خدا .
از فرمایشات حضرت استاد در نوار شماره ۲ اعتقادات




